تبلیغات
وبلاگ ot کنگره 60 شعب اصفهان - لژیون پزشکان کلینیک‌ها با دستور جلسه " هفته ایجنت و مرزبان"
لژیون پزشکان کلینیک‌ها با دستور جلسه " هفته ایجنت و مرزبان"
یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 11:43 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مهدی پوستی | ( نظرات )

پنجمین جلسه از دور هشتم لژیون پزشکان کلینیک‌ها با نگهبانی آقای مهندس، استادی آقای دکتر مسعود و  دبیری خانم اعظم  با دستور جلسه " هفته ایجنت و مرزبان در تاریخ 13/6/94 در سالن مدیریت بحران ناحیه 4 منطقه 3 شهرداری تهران واقع در پارک طالقانی رأس ساعت 8 آغاز به کار نمود.


خیلی خوشحالم که این مسئولیت از طرف آقای مهندس به من داده شد تا این هفته در خدمت شما باشم. این هفته دستور جلسه ایجنت و مرزبان است و همچنین سی دی پنهان کاری که من هر دو را تلفیق می کنم و مطالب خودم را ارائه می کنم. در مورد هفته مرزبان، ابتدا آقای مهندس در مورد تخریب های وحشتناک مواد مخدر و اعتیاد صحبت می کنند تا به حدی که به قول خودشان شیطان بزرگ هم باید درس بگیرد. تخریب های اعتیاد تخریب های بی نهایت ناجوری است که تنها به جسم مربوط نیست و تخریب های روانی و اجتماعی بی شماری دارد که مجموعه تخریب های آن بالاتر از هر نوع بیماری است ، اما در عین حال این مژده داده شده است که راه درمانی هم برای این بیماری وجود دارد. ولی خیلی ها میفهمند و از این استفاده می کنند و خیلی ها هم نمی خواهند و نمی فهمند و اینجا یک پیام دارد که ما کسی را به زور نمی توانیم به طرف درمان بیاوریم. اگر کسی خواست و آمد ، ما وظیفه داریم به او آگاهی و امکانات بدهیم، اما اگر کسی نپذیرفت، ما فقط متاسفیم برای آخر و عاقبت او.

در سی دی هفته مرزبان و ایجنت آقای مهندس برای اینکه این روش را برای ما کلاسه بندی و مشخص بکنند ، گریزی می زنند به هفته مرزبان و ایجنت و  سیستم مدیریتی حاکم بر کنگره را توضیح می دهند. ایشان در همان ابتدا فکر مرده اند و در عمل به گونه ای جلو رفته اند که امروزه در یک سازمان مردم نهادی که هیچ گونه کنترل پلیسی روی آن وجود ندارد، اما در عین حال همه چیز تحت کنترل است و همه چیز حتی در دورترین شعب هم به همان روالی پیش می رود که در شعبه آکادمی و کنار آقای مهندس پیش می رود.

ایشان می گویند که از همان ابتدا من نخواستم که همه کارها را خودم انجام بدهم، چرا که اگر من از همان ابتدا می خواستم به بقیه اعتماد نکنم، خودم هم امروز ناتوان و خسته شده بودم و ساختار کنگره هم به این شکل نبود. ایشان ترجیح داده اند که مسئولیت ها را بین افراد کنگره تقسیم کنند، اما معلوم است که کسی که تازه آمده به او مسئولیت نمی دهند. حتما این آدم باید مسافر شود، بعد رها شود، راهنما شود و پس از آن از بین راهنما ها با انتخابات ایجنت انتخاب می شود و یا مرزبان انتخاب می شود. ایجنت در واقع سرپرست مرزبانان است ولی حاکم مطلق نیست و حق وتو ندارد و به عنوان یک رای نظر می دهد. ایجنت یک رابط امین و صادقی بین مرزبان ها و کنگره 14 نفره است و در مواردی تذکر می دهد. این یک دنیای مدیریتی بسیار زیبا است و لزومی ندارد که از هم تعریف کنیم، اما در این 11 سال که من اینجا هستم یک دعوا ندیده ام، کسی به ناموس کسی نگاه نمی کند، یک نظم و الگوی انسانی حاکم است.

 در سی دی دوم به نام پنهان کاری، مهندس می فرمایند که پنهان کاری سه ضلع دارد، یکی موضوع پنهان شونده، یکی کسی که می خواهد پنهان کند و یکی کسی که می خواهیم از او پنهان کنیم. این موضوع برای همه مسایل زندگی ما صادق است. باید ما آرام آرام پنهان کاری خود را از بین ببریم. ما آرام آرام باید ضد ارزشها و دروغگویی را کنار بگذاریم. این درمان یک درمان همه جانبه است. من از تلفیق این دو سی دی به این نتیجه رسیدم که همه موضوعات یک شیوه درمانی برای کاهش تدریجی ضد ارزشها برای ما ارائه می دهد.


روانشناس آقای اردشیر

ما اگر بیرون از کنگره نگاه کنیم، میبینیم که همه از یک جبر اجتماعی به نام قانون استفاده می کنند. حالا اگر به کنگره نگاه کنیم میبینیم که شناخت فرد بالا می رود و می فهمد که مدیریت چگونه است و دانایی و شناخت وارد قانون می شود. اخلاق کنگره بیرونی نیست و درونی و مال خود فرد است، به همین دلیل در کنگره 60 کسی مورد آزار قرار نمی گیرد. از طرف دیگر مثلث پنهان کاری مطرح است که در مورد پیچیده بودن انسان صحبت می کند. بیشتر شخصیت فرد در ناآگاهی او است، مانند یک گلوله یخی که تنها 10 در صد آن بیرون آب است و بیشتر آن زیر آب است. آیا ما با این 10 درصد می توانی جلو برویم؟ تا زمانی که ما به درون خود نپردازیم، حرکت و درمان و پیشرفت آب در هاون کوبیدن است. چه بسا که فیلسوفهای قدیمی هم به این مساله می پردازند. همه متفکران در یک راستا و هر یک به زبانی صحبت می کنند. کنگره 60 به آرامی در مسیر شناخت انسان قدم گذاشته است. وقتی جهانبینی فرد درست شود حرکت وی هم درست می گردد.


دکتر یوسف

در آفرینش خداوند خیلی امکانات برای بشر قرار داده است و افرادی که توانستند از آن استفاده کنند به راه راست هدایت می شوند. کنگره هم همین کار را انجام داده است. بیمارانی که توانستند از این امکانات استفاده کنند، ذره ذره از تاریکی خارج و  به نور و انسانسیت خودشان پی می برند.


دکتر نادر

اول از همه هفته ایجنت و مرزبان را تبریک می گویم. هدایت راهنماها و ایجنت ها بر عملکرد شعب خیلی جالب است و از درایت خاصی برخوردار است. نکته جالب این است که نقش ایجنت ها در شعب به طور مستقیم نیست و اجازه ندارند رای جمع را وتو کنند. و اگر مسایل در یک شعبه مغایر با قانون باشد باید به مراجع بالاتر خود ارائه دهند و این برایم خیلی جالب بود.


خانم دکتر اعظم

با توجه به هفته مرزبان و ایجنت تبریک می گویم. به نظرم سی دی هفته مرزبان و ایجنت برای ما پزشکان میتواند خیلی مفید باشد. خود من از زمانی که سی دی را گوش کردم در کارم خیلی تاثیر داشته است. من در اوایل کارم در کلینیک همه کارها را خودم انجام می دادم. کار بسیار سنگین شده بود تا جایی که در کلینیک روانشناس دیگر در جریان کار بیمار نبود و بیمار هم فقط من را می شناخت که همه مسایلش را فقط با من می خواست مطرح کند. زمانی که این سی دی را گوش کردم با خود گفتم آیا می شود اعتماد کرد و مسئولیت ها را آرام آرام واگذار کرد؟ به نظرم این پروسه خیلی آرام انجام شد و من روانشناس هایمان را در کلینیک درگیر کردیم و کلینیک بسیار پیشرفت کرد. پس از آن راهنما در کلینیک استفاده کردیم و الان من در کنار راهنما و روانشناس بسیار زیبا کار کلینیک را در حال پیشرفت می بینم.

 

آقای  حامد

یک نکته ای که در مورد انسان مطرح می کردند این بود که انسان یک موجود زیستی اجتماعی و معنوی است، برای نشان دادن این موضوع سه نفر را به صورت یک مثلث کنار هم قرار می دادند که دست هایشان را به هم قفل کنند و مثلا یکی اجتماعی، یکی زیستی و یکی معنوی باشد. پس از آن دو نفر اگر دست هایشان را پایین می آوردند و یا می نشستند، آن نفر سوم هم خود به خود به پایین کشیده میشد. یعنی کسی که در واقع اضطراب و افسردگی دارد، قطعا روی مسایل جسمی هم تاثیر می گذارد. در نتیجه خدا را هم دیگر قبول ندارد. در نتیجه هر سه ضلع باید رشد کند. مصرف کننده کسی است که تعادلش از بین رفته است و ما باید هر سه بعد جسمی روانی و معنوی را به تعادل برسانیم.

 

آقای دکتر محمد

ما در کلینیک خیلی مواجه می شویم با مراجعه کننده هایی که سخت است برایشان به روانشناس مراجعه کنند و روانشناس را نصیحت گر می دانند. من خودم در کلینیک از روزی که الگوی کنگره را به کار بردم، یعنی از روزی که سعی کردم به ابعاد دیگری به جز دارو پرداختم خیلی موفق تر بودم. ارتباطم با مریض ها بهتر شد و امیدوارم که این الگو همانطور که تحقیقات به اینجا رسیده است که باید ابعاد اجتماعی و معنوی درمان در نظر گرفته شود، برای کمک به بیماران به طور فراگیر استفاده شود.


خانم دکتر شیوا

من سی دی را که گوش دادم چیزی که خیلی جالب بود همین موضوع تقسیم کار بود و اینکه هر کس بتواند به کارهایی که مربوط به خودش است بیشتر و بهتر برسد. همینطور که آقای مهندس اگر می خواستند همه کارها را خودشان انجام بدهند، به نوشتن کتاب و دیگر کارها نمی رسیدند. به همین خاطر مرزبانی را در سال 81 تاسیس کردند و ایجنت هم رابط بین گروه دیدبانی و مرزبانی هر نمایندگی است. تمام اجرای قوانین و حرمت کنگره بر عهده مرزبانان و ایجنت ها هست و اگر هر یک بیش از آن چیزی که بر عهده شان است دخالت کنند اصلا کار جلو نمی رود، به همین خاطر هر کس باید حرمت خودش را نگه دارد و بیشتر از کاری که به عهده اش است انجام ندهد. نکته دیگری که هست آقای دکتر مکری همیشه به این معتقد هستند که احساس خوشبختی و تعادل سه اصل دارد. یکی اینکه انسانها در هر کاری که انجام می دهند حد اکثر تواناییشان را به کار برند. دوم اینکه ارتباط عاشقانه ای بین او و افراد دیگر وجود داشته باشد و سوم اینکه درد عاطفی و جسمی نداشته باشند یا کاهش دهند که این سه موضوع را در کنگره 60 ما می بینیم. من فکر می کنم استفاده از راهنماها در کلینیک می تواند شروعی برای ریکاوری با این خصوصیات باشد.

 

دکتر جهانفر

کنگره مانند یک ارگانیسم زنده ست که تمام سیستم های آن به طور اتوماتیک کار می کند و پیش میرود. رهبر و مغز متفکری دارد، سیستم سازمان یافته ای دارد و افراد را در خودش حل می کند و همچنین افراد ناخالص را از خودش دور می کند. مثلا وقتی در سیستم کنگره 60 یک آدم ناسالمی وارد می شود که نمی تواند خودش را با سیستم کنگره وفق دهد، به طور اتومات بعد از چند جلسه از کنگره خارج می شود و معمولا کسانی در کنگره جذب می شوند که بر اساس فرمول کنگره جلو بروند و قوانین را بپذیرد، و چنین شخصی خیلی راخت می تواند مسیر را طی کند، چون در کنگره همه چیز برنامه ریزی شده است. اگه توانایی ذهنی حد متوسطی داشته باشد می تواند به پایان راه برسد. البته ما می دانیم بیماری های انسان خیلی متفاوت است و خیلی از بیماری های روانی گرایش به اعتیاد دارند. و این ها به نظر من توانایی جذب شدن در کنگره را ندارند به خاطر اینکه توانایی هوشی لازم را ندارند. به خاطر همین به نظر من افراد با هوش متوسط و شخصیت متناسب تر وارد کنگره می شوند و در فرایند پروسه کنگره خیلی رشد می کنند هم از نظر جهانبینی و هم از نظر ابعاد شخصیت و از این نظر من به کنگره تبریک می گویم و خیلی هم خوشحالم که عضوی از کنگره هستم. یک مساله دیگر هم در مورد خواب است که آقای مهندس خیلی به خواب اشاره می کنند. خواب یک چیز خیلی پیچیده است که از نظر فروید دریچه ای به روان انسان است. خیلی خیلی در دنیا در مورد خواب تحقیق می کنند. مثلا وقتی رویا می بینید، در رویا در حال دویدن و یا مشت زدن هستید. اما کسی که کنار شما است متوجه این نمی شود، علت آن این است که قسمتی از مغز در خواب پیامی به عضلات می دهد که عضلات فلج می شوند. اما اگر به کسی دارویی مانند فلوکسیتین و یا سیتالوپرام بدهیم، این قسمت مغز نابود می شود و اتفاقاتی که برای حالت خواب می افتد، در شخص مشاهده می شود. این ها مثالهایی است که خواب چقدر مهم است. الان یکی از دلایل خستگی همان عدم خواب مناسب است.


خانم روانشناس الهام

هفته مرزبان و ایجنت را تبریک می گویم. در سی دی دوم یک بحثی مطرح می شود که آقای مهندس می گویند من اگر یک ایجنت و یا مرزبان حرفی به من بزند که من بر آن علمی نداشته باشم، به او می گویم که تو داری به شعور من توهین می کنی. یعنی اینکه ما وقتی یک حرفی را از کسی می شنویم، باید اول به آن آگاهی داشته باشیم. درمان در روانشناسی یک درمان تلفیقی است و در چند جلسه اول ما نمی خواهیم وی را درمان کنیم. خیلی تعداد کمی از بیماران در درمان روانشناسی باقی می مانند. در سی دی دوم هم به ابعاد ناشناخته انسان اشاره می کنند. روانشناسی نصیحت درمانی نیست و خیلی پیچیده تر از این حرف ها است.


دکتر صمد

کنگره  60 اولین سازمانی است که روش درمانی خود را بر اساس درمان شبه افیونی های از کار افتاده جسم انسان قرار داد. موضوع دوم این است که اداره کنگره 60 بر عهده کسانی است که خودشان یک روزی بزرگ ترین مشکلات جامعه را داشته اند. اما الان کنگره از آنها افرادی را ساخته که واقعا شگقتی ساز هستند. جلسات کنگره بدون یک دقیقه تاخیر و مشکل برگزار می شود. افرادی که در زمانی در تاریکی ها بودند الان تبدیل به افراد شاخصی شدند که راهنمای دیگران برای خروج از تاریکی شده اند و این به عقیده من جز با عشق و محبت ایجاد نمی شود.

 

دکتر رضا

من لازم هست هفته ایجنت و مرزبان را تبریک بگویم. در اهمیت کار ایجنت و مرزبانان همین بس که شما هر خدمت اجتماعی انجام شود، حفاظت از اندیشه بنیان گذار به تدریج که از مرکز دور می شویم، دچار تغییر و باز خوانی و تغییر نشود، وظیفه خیلی مهمی است که مرزبانی به خوبی دارد انجام می دهد و به هر حال اینکه یک فرد نمی تواند تمام وظایف را به خوبی انجام دهد. فردی که در راس کنگره هست باید بر اساس سیستم و عملکردی که در کنگره وجود دارد به افراد مسئولیت بدهد و سیستم مرزبانی وظیفه خطیرش پایش سیاستهای کلی کنگره است. افرادی هم که به کنگره وارد می شوند در ابتدا قوانین کنگره را در مسیرشان تبعیت نمی کنند و به هر حال ویروس ها و علف های هرزی هم وجود دارند که این سیستم مرزبانی وظیفه خطیرش این است که این سیستم ها را درست کند.


من از ابتدا همیشه فکر می کردم که ما یک حلقه گم شده برای ارتباط با بیماران داریم و جای تشکر دارد از آقای مهندس که ارتباطی که بین ما و بیماران ما به طور مثبت انجام نمی شد، الان عملا با یک راهنمای تربیت شده خوب، حلقه ای که گم شده بود جای خودش قرار گرفت و گاهی به من می گویند که راهنمای شما از هر روانشناسی بهتر بوده است. این به خاطر شبکه خوبی است که کنگره 60 از ابتدا ایجاد کرده است و من ضمن تبریک هفته ایجنت از راهنماهای خوبی که در اختیار کلینیک ها قرار گرفتند، تشکر می کنم و به آنها تبریک می گویم.


مهندس

خب دستور جلسه ایجنت و مرزبان است. در نظر بگیرید که کنگره الان بیش از 1000 تا فقط راهنما دارد. بالای 300 الی 400 تا مرزبان داریم و بالای 30000 عضو داریم که کارت شناسایی دارند. یک ریال هم کسی دستمزد نمی گیرد و شما یک خوانواده سه نفری را می خواهید اداره کنید کلی تا آخر ماه مشکل دارید، اما اینجا این همه پرسنل چگونه کار می کنند؟ این ها عشقشان است. در جلسه چهارشنبه من یک لطیفه ای را تعریف کردم که یکی از مریخ آمده بود کره زمین، پس از مدتی که به کره مریخ برمی گردد از او می پرسند چه چیز عجیب و غریبی دیدی؟ می گوید من یک موجود عجیبی دیدم که اسمش بابا بود، صبح زود از منزل خارج می شد و کلی کار می کرد و به هر طریقی بود شب غذا و میوه و ... به خانه می آورد و اهالی پس از اینکه کلی به او بد و بیراه هم می گفتند، دوباره صبح او را برای کار از منزل بیرون می کردند. پرسیدند این که این کارها را می کرد به زور انجام می داد؟ گفت نه تعجب من هم از همین بود که داوطلبانه انجام می داد. حالا در کنگره 60 هم ما یک همچنین جایگاهی داریم. راهنما و دیدبان و مرزبان و ایجنت کارش همین است. از دیدگاه بیرون و از نظر عقلی ظاهرا کار اشتباهی است که حتی هزینه ایاب و ذهاب خودش را هم خودش پرداخت کند، از وقت خودش هم بزند، بعدش هم با کلی افراد که مشکلات دارند بسازد، این چه نیرویی دارد؟ آن نیروی عشق است و علاقه است و عشق هم یک چیز عقلانی است. معنویت باید عقلانی باشد. ناخود آگاه از کجا شکل گرفته است؟ کهن الگو است یا انفرادی است؟ آیا این ناخودآگاه از الست است یا از الان است؟ آیا من یک ماشین تنها هستم یا راننده ام. اینها تعریف هایی است که ناکامل است. و اینجا یک عشقی هست که بالاترین عقل در آن نهفته است. گاهی کار عقلانی را با کار حسابگرانه اشتباه می گیریم. من ساعت 5 صبح بیدار می شدم و کلی کار می کردم. همیشه هم بدهکار بودم. الان 14 سال است که مثل قبل دوندگی ندارم و مشکلی هم ندارم. فهمیده ام کاری که بار معنوی دارد بار مادی هم 100 در صد دارد. اما کار مادی همان بار مادی را هم نمی آورد. آنهایی که حتی ظاهرا خدا را قبول ندارند فهمیده اند که هر چه ثروتشان را یک بخشی را در راه خیر بدهند ، بیشتر میشود. در کنگره 60 همه کار تقسیم شده است. الان همین لژیونی که ما داریم، استاد، دبیر، سی دی و ... همه کارها تقسیم شده است.

 

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است                 

طلب از گم شدگان لب دریا می کرد

الان چندین سال است که دکتر ویلیام دوست صمیمی من، کتاب ذبح اژدها در مورد تاریخ ریکاوری در دنیا را نوشته است، به دنبال این است که این سیستم و دیدگاه و جهانبینی را در کشور خودش پیاده کند. 300 نفر به اردوی بلده رفتند، چادر در بیابان زدند و حتی نان و غذا را خودشان تهیه کرده اند. با این حال به عنوان یک دانش برگزیده مطرح نمی شود. اگر چه این سیستم حرکت می کند و به پویایی خودش می رسد. کشاورز یاد گرفته است که خیلی باید پای کار بنشیند تا به نتیجه برسد. اگر یک راهنما به کلینیک خود می برید همین امروز جواب نمی دهد، ممکن است دو سال هزینه داشته باشد، اما بعد از دو سال کمک می گیرید ما مثل مهره های شطرنج هستیم. راهنما در مقابل پزشک و روانشناس نیست. ما هم هر کدام همینطور هستیم. مهم این است که ما کاری بکنیم که بتوانیم بیشتر کمک کنیم. در آمریکا یا کشورهای دیگر چنین امکاناتی ندارند. تحقیقات ما خیلی معتبر است. ما حد اقل 10000 نفر روی ot داریم. ما الان چندین سال است داریم شیشه را درمان می کنیم. بسیاری عزیزان هم آمده اند و دیده اند، اما باز می گویند، شیشه درمان ندارد.

ما خوشحالیم که با هم همکاری می کنیم و حقیقت این فرایند را که علم است می دانیم. این تجربه و معنویت نیست، علم است. به هر حال امروز ما در سال چهار تا جشن داریم. راهنماها، دیدبان ها، مرزبان ها و ایجنت و همسفران. در این جشن ها هم با کادوی پاکت قدردانی وتجلیل می کنیم و شما هم می توانید در این جشن شرکت کنید.

 

منبع : کنگره 60

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات کنگره 60، لژیون پزشکان،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
جلال امینی چهارشنبه 25 شهریور 1394 08:35 ب.ظ
خداقوت اقامهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: